امروز: پنج شنبه 23 آذر 1396 برابر با 14 دسامبر 2017


آثار تاریخی

پیشگفتاری بر آثار تاریخی شهر بناب

آثار تاریخی شناخت فرهنگ و تمدن هر ملت بهترین و روشن ترین وسیله برای ساختن آینده آن ملت است. هیچ ملتی را توان شناخت خود نخواهد بود ، مگر بر گذشته خویش آگاه باشد. گذشته هر ملت و آثار تمدن باقی مانده از آن ، بنیان و شالوده اوست. ملت بی گذشته ، درخت بی ریشه و انسان بی حافظه را مانند است که بس نا استوار و ناپایدار است. پس اینجاست که باید تا مرز توان ، تاریخ و تمدن و آثار متعلق به خویش را شناخت و دانست که در بر پایی بنای مشترک تمدن جهانی سهم او چیست؟ تا از طریق دین خود را به همت والای گذشتگان اداء کرده مدیون راستین نسل آینده گردید. 

بناب با همه سوابق تاریخی و تمدنی که دارد ، همواره ناظر حوادث و کشمکش های زیادی با متجاوزین و اقوام بوده است ، کسی چه می داند که این سامان وارث چه اثار ارزشمند و کم نظیر بوده است؟ مگر نام و نشان همه ابنیه تاریخی و مواضع آنها روشن است؟ شاید که حافظه تاریخ به ثبت همه آنها اجازه نداده است ؟ کی را یقین بر این است که فردا ققنوس تمدن دیگری از زیر خاکستر های سوپیگان زمین سر بر نیاورده و آهنگ تازه ای ساز نکند؟ دلهای بی تاب عشاق رویا های گذشته و مفاخرات کهن را نوازش ندهد؟ 

سر گذشت تاریخی این خطه، چنانکه دیدیم، بیشتر آغشته به خشم و غضب جهان گشایان و سلاطین بوده و در کمتر ایامی از مصائب زمان رهایی یافته و روی آسایش دیده است.ولی در عین تحمل این رنجها و نا ملایمات، با همت والای مردان نستوهش پدیده ای شگرف از هنر و تمدن را به وجود آورده که گاهی نظیرش را در جای دیگر کمتر توان دید. اما افسوس که بخش عظیمی از آن در پی تهاجمات و تحولات به دست اقوام در زیر اوار توده های فراوانی از زیرخاک و خاکستر پنهان و مدفون مانده است. وقتی که به دوران گذشته این شهر می نگریم، صلابت و درخشندگی آن، کهن نامه ای را برای ما بازگو می کند که در واقع یادگار چند هزار ساله آن است. 

بی گمان بسیاری از فصول تمدن آن در زیر خاک گوهربارش نهفته است. باز مانده هایی از یک فرهنگ دوره دیینه سنگی نشان می دهد که دست کم پنج هزار سال قبل از میلاد در شكاف کوههای پیرامون آن آدمی سکونت داشته است. در این ناحیه جای پای تاریخ اساطیری ایران فراوان یافت می شود، وجود آثار و بقایایی از عصر زرتشت و قبر و دخمه های مربوط به این دین کهن، پراکنده از کوهستان از سینه دشت، و تأ سیسات حیرت انگیز متعلق به معماری سخرهای روستای (سور ) ویرانه هایی از اتلال باستانی ( قره تپه ,بازار تپه و علی مولای ) و معابر و نقبهای طولانی ای سرزمین گنجینه ای از آثار و تمدن دوران اورارتو تا ساسانی را در بر می گیرد که به این نوبه خود از عجائب روزگار محسوب می شود . اما هنوز تحقیقات کافی در جهت شناسایی و کشف اسرار نهفته در آن معمول نگردیده است . 

اخیراً گام هایی در صدد شناخت و کسب اطلاعات لازم توسط میراث فرهنگی شهرستان برداشته شده که خود نکات روشنی را درمعرفی پیشینه تاریخی و مواریث ملی این سامان مطرح می کند و گذشته غرور انگیز آن را که تا حال متصور بوده , بسی دور تر می برد در شهرستان بناب اماكن تاریخی با ارزشی وجود دارد که عینیت کالبدی یکایک آنها ، دلالت بر اهمیت فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی آن داشته و وقتی در مواردی نیز از نقطه نظر سبک معماری دارای بناهای ممتاز همچون استحکامات صخره ای سور و مسجد مهرآباد است ، سر آمد الگوی از شیوه طراحی و معماری دوره ای خاص از تاریخ ایران می باشد. 

هر یک از نقشه نگار سفال ها ،سینه خراشیده صخره ها ، دل تاریک دخمه ها ، لایه رنگارنگ تپه ها ، سکه ها و لوحه ها و دیگر آثار و ارزشهای تاریخی این سرزمین از تمدن کهن و هنر درخشانی خبر می دهد که برای مورخان و علاقه مندان به تاریخ و تمدن بشری بسیار ارزشمند است . هنر هر جامعه همواره نماینده نوع تمدن و اعتبار آن در تاریخ محسوب می شود. 

ظاهراً نخستین آثار از جلوه های و هنر و ابتکارات آدمی در زمینه ساخت و تولید انواع سفالینه بوده است که قدمت این هنر به دهها قرن پیش می رسد . بی گمان شهرستان بناب یکی از کانون های بزرگ این صنعت کهن بشمار می رفته است فراوانی انواع ظروف سفالی در منطقه بیانگر این امر است که صنایع سفال گری سرزمین سوپیگان بازار جنوب شرقی دریاچه ارومیه را در اختیار داشته و با دسترسی به نیروی انسان ماهر و هنر مند به تولید انبوه این فرآورده می پرداخته است این دیار به جهت فراوانی خاک رس نرم و خوب ، در صنعت سفالگري ،گچ بري ،رنگ آميزي لعابي در آذربايجان شناخته شده بود و آثار بدست آمده از نمونه هاي اين صنعت ، نشان می دهد که هنر مندان سوپیگانی مصنوعات سفالی خود را با نمود ها و سمبل های عصر خویش نقاشی و رنگ آمیزی می کردند . 

مطالعه سفالهای دوران پیش از تاریخ و کشف رمز نشانه های سمبولیک روی آنها همواره مورد توجه باستان شناسان بوده است . باید دانست که در بررسی نقش و نگار ها روی سفالها ،از جنبه های سمبولیک و نمادگرانه آنها نباید غافل بود . 

در مطالعه هنر نقش و نگار روی سفالینه های قبل از تاریخ این دیار به این نكته بر می خوریم که ذوق و خلاقیت روی آثار مکشوفه همه بر حسب اتفاق و چرخش دست نبوده و بدون تصویر روشن و برداشت نامشخص قلم هنرمندان به وجود نیامده اند، بلکه گویای آن است که ساکنان آن از تصورات ذهنی نیرومندی برخوردار بوده و میان آنچه در طبیعت خویش می دیدند، با مفاهیم معنوی،رابطه و نسبتی برقرار می کردند. 

هر چند موقعیت جغرافیایی ، اجازه آن را نمی داد که این موارث بدون دستبرد تاریخ بی کم و کاست به دست نسل های بعدی برسد، ولی هنوز پاره ای از آنها توانسته با رهایی از گزند دشمن و یا باد و بارانش چون نگینی گرانبها در میان اماکن تاریخی بدرخشد. در واقع می توان گفت تمدن مانند زندگی عبارت از کشمکش دایمی با مرگ است. همان گونه که زندگی ممکن نیست پایدار بماند جزء آنکه از اشکال قدیمی بیرون بیایید وصورتهای جوانتر و نوتری را اختیار کند، تمدن تمدن نیز غالبا مدتی با تغییر اقامتگاه و خون خود می تواند زنده بماند. 

تاریخ یاد آور كوشش تلاش انسانهایی است که در کنار هم به ستیز جاودانه با طبیعت و یا عناصری که مخرب دستآوردهای فرهنگی آنان بوده، برخاسته اند. و به نبرد با آنچه رادعی در راه کمال و سعادت و خلق تمدن بوده، ادامه داده است. بر اساس مبادی دانش و بینش در تجزیه و تحلیل فرهنگ و تاریخ و بناب، این نتیجه حاصل می شود که مفاخر و مواریث این سرزمین ضمن هزاره های بسار متمادی در محیطی نشو و نما یافته که از قدیمی ترین ایام بر حسب عوامل تلقین کننده و آموزنده ، خود موجبات تحریک حس کنجکاوی و تمایل به تفکر و تعقل را در سکنه آن موجب گشته و در نهایت آثار درخشان و باشکوهی از تاریخ و تمدن بسی طولانی را از خود به ارث نهاده است. 

قضاوت آرام درباره گذشته و آثار کهن بناب مشکل است. اما می توان گفت که گویی آن کوهی آتشفشان است که گدازه های گرم استعداد و هنر های خود را در قالب فنون و صنعت و معماری بیرون ریخته و در سینه دشت های سر سبز اطراف جاری ساخته است که شکوه و شفق گونه آن می توانست در عصر خویش داغ باطله بر جبین رقیبان خود زند.

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت

نظرات و دیدگاه شهروندان